nasime sokhangoo

 
نویسنده : mah - ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ خرداد ،۱۳۸۸

منو ویرون کنی آباد می شم...تو زندونم کنی آزاد می شم

آره مجنون می شم وقتی که تلخی یکم شیرین بشی فرهاد می شم

اگه حافظ اگه قهوه اگه رمل...بگیر می بینی تو فالت منم من.....

خیال کردی همیشه فرصتی هست...واسه نازت همیشه طاقتی هست...

تو هم دیوونه می شی آخر ...تب مجنون بدون واگیر داره...

اگه من عاشقت باشم درسته...برای تو همیشه مهلتی هست........


comment نظرات ()
AlbanoRomina
نویسنده : mah - ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ فروردین ،۱۳۸۸

As a child I dreamed of

stars, heroes and sailors.

In my mind I already had

my idea of liberty.

 

The girl that was in me

now is a woman together with you,

tight between your arms

my idea of liberty.

 

Sharazan, Sharazan

is the desire to fly,

to dream together with you

the right way to love.

 

Sharazan, Sharazan,

paradise that gives you

always happiness.

 

Sharazan, Sharazan,

blue wings to fly,

to discover that there's still

a right place to love.

 

Sharazan, Sharazan,

time of happiness,

there'll always be summer

for us together in Sharazan.

 

In the garden of my years

I've looked for a bit of sun.

I've dreamed of so much love

and I've found it here with you.

 

This sun, my love,

that I haven't invented,

you alone give me

when you embrace me a bit more.

 

...

 

Sharazan, Sharazan,

paradise that gives you

always happiness,

you'll find it in Sharazan.

 

Sharazan, Sharazan

blue wings to fly,

to fly towards you

two believing in love

 

 


comment نظرات ()
 
نویسنده : mah - ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ بهمن ،۱۳۸٧

                                                                                              

No matter what they tell us
No matter what they do
No matter what they teach us
What we believe is true
 
No matter what they call us
However they attack
No matter where they take us
We'll find our own way back
 
I can't deny what I believe
I can't be what I'm not
I know I'll love forever
I know, no matter what
 
If only tears were laughter
If only night was day
If only prayers were answered
Then we would hear God say
 
No matter what they tell you
No matter what they do
No matter what they teach you
What you believe is true
 
And I will keep you safe and strong
And sheltered  from the storm
No matter where it's barren
A dream is being born
 
No matter who they follow
No matter where they lead
No matter how they judge us
I'll be everyone you need
 
No matter if the sun don't shine
Or if the skies are blue
No matter what the end is
My life began with you
 
I can't deny what I believe
I can't be what I'm not
I know, I know
I know this love's forever
That's all that matters now
No matter what

 

                   


comment نظرات ()
تاب
نویسنده : mah - ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ بهمن ،۱۳۸٧

زنجیره های تا ب و بغل کردم وهمسفر باد شدم به سمت نقاشی های مرموز ابرها پرواز کردم ...می خوام اونقدر بالا برم تا بتونم بادباد ک های کودکیم و پس بگیرم

                      


comment نظرات ()
Merry christmas
نویسنده : mah - ساعت ٧:٤٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ دی ،۱۳۸٧

A song was heard at Christmas:

To wake the midnight sky
A saviour's birth, and peace on earth

And praise to God on high

The angels sang at Christmas
With all the hosts above

And still we sing the newborn King


comment نظرات ()
این بود زندگی
نویسنده : mah - ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ آبان ،۱۳۸٧

ساده زیستی و نوع متفاوت بینش مرحوم حسین پناهی از جهان عده زیادی را تحت تاثیر قرار داد. نوع نگاهش، سادگی کلامش، او کسی بود که ساده به دنیا آمد و ساده از دنیا رفت؛ حسین پناهی دژکوه در ۱۳۳۵ در روستای دژکوه از توابع شهرستان کهگیلویه (دهدشت-سوق)در استان کهکیلویه و بویراحمد متولد شد.حسین به تهران آمد و در مدرسه ی هنری آناهیتا چهار سال درس خواند و دوره بازیگری و نمایشنامه نویسی را گذراند. پناهی بازیگری را نخست از مجموعه تلویزیونی محله بهداشت آغاز کرد. سپس چند نمایش تلویزیونی با استفاده از نمایشنامه های خودش ساخت که مدت ها در محاق ماند.با پخش نمایش دو مرغابی درمه از تلویزیون که علاوه بر نوشتن و کارگردانی خودش نیز در آن بازی می کرد، خوش درخشید و با پخش نمایش های تلویزیونی دیگرش، طرف توجه مخاطبان خاص قرار گرفت.. نمایش های دو مرغابی درمه و یک گل و بهار که پناهی آنها را نوشته و کارگردانی کرده بود، بنا به درخواست مردم به دفعات از تلویزیون پخش شد. در دهه شصت و اوایل دهه هفتاد او یکی از پرکارترین و خلاق ترین نویسندگان و کارگردانان تلویزیون بود. به دلیل فیزیک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگی و خلوصی که از رفتارش می بارید و طنز تلخش بازیگر نقش های خاصی بود. اما حسین پناهی بیشتر شاعربود. و این شاعرانگی در ذره ذره جانش نفوذ داشت. نخستین مجموعه شعر او با نام من و نازی در ۱۳۷۶ منتشرشد،این مجموعه ی شعر تا کنون بیش از شانزده بار تجدید چاپ شد و به شش زبان زنده ی دنیا ترجمه شده است. من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم قانون را دوست دارم ولی از پاسبان می ترسم عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم کودکان را دوست دارم ولی از ائینه می ترسم سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم من!!! من روز را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم! کارنامه هنری فیلم ها : گذرگاه /گال/تیرباران /هی جو/نار و نی /در مسیر تندباد /ارثیه /راز کوکب/ سایه خیال/چاووش /اوینار /هنرپیشه/مهاجران /مرد ناتمام /روز واقعه/آرزوی بزرگ/بلوغ /مریم مقدس /قصه های کیش ( اپیزود اول، کشتی یونانی ) /بابا عزیز مجموعه های تلویزیونی : محله بهداشت/گرگها/رعنا/آشپزباشی/کوچک جنگلی/روزی روزگاری/مثل یک لبخند/ایوان مدائن/خوابگردها/هشت بهشت/امام علی/همسایه ها/دزدان مادربزرگ/آژانس دوستی/شلیک نهایی/آواز مه کتابها: من و نازی/ستاره/چیزی شبیه زندگی/دو مرغابی درمه/گلدان و آفتاب/پیامبر بی کتاب/دل شیر علاوه بر اینها دو نوار با شعر و صدای حسین پناهی نیز منتشر شده است.«سلام خداحافظ» و « ستاره». جوایز : >> کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (مهاجران) [ دوره ۱۱ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۷۱ ] >> کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (در مسیر تندباد) [ دوره ۷ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۶۷ ] >> کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد (سایه خیال) [ دوره ۹ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۶۹ ] >> برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد (سایه خیال) [ دوره ۹ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) -  حسین پناهی در روز ۱۴ مرداد۱۳۸۳ بر اثر ایست قلبی در منزلش فوت کرد ولی پیکر او در خانه اش واقع در خیابان جهان آرا در حالی که سه روز از مرگش می گذشت توسط دخترش پیدا شد. به بهشت نمی روم اگر مادرم آنجا نباشد . این جهانی که همش مضحکه و تکراره تکه تکه شدن دل چه تماشا داره! چه میهمانان بی دردسری هستند مردگان به شمعی و سکوتی قانعند . من می خوام برگردم به کودکی نمی شه . کفش برگشت به پامون کوچیکه پل برگشت توان وزن ما رو نداره.


comment نظرات ()
 
نویسنده : mah - ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ شهریور ،۱۳۸٧

می فروشد گل و

باد..

می کشد حلقه ی زلفش را تند

سمت بن بست شبی وهم آور


comment نظرات ()
I am like A Bird
نویسنده : mah - ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ شهریور ،۱۳۸٧
You're beautiful, that's for sure
You'll never ever fade
You're lovely, but it's not for sure
That I won't ever change
And though my love is rare
Though my love is true
 
I'm like a bird, I'll only fly away
I don't know where my soul is
I don't know where my home is
(And baby all I need for you to know is)
I'm like a bird, I'll only fly away
I don't know where my soul is
I don't know where my home is
singer:nelly furtado

comment نظرات ()
 
نویسنده : mah - ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٦ شهریور ،۱۳۸٧

هیچ کس دیگر نمی ماند..

تا ترانه ی عاشفی خواند..

برگ وبار سایبان سهل است..

باغ دارد مثل من..

از ریشه می سوزد.


comment نظرات ()
 
نویسنده : mah - ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ تیر ،۱۳۸٧

کسانی تنها انعکاس آفتاب را بر دریاچه ای آرام در کوهسار می بینند..

کسانی تنها انجماد ستارگان را بر آسمان می بینند....

کسانی از پنجره باغ را نظارت می کنند........


comment نظرات ()